حامیان محیط زیست آذربایجان

X
تبلیغات
رایتل






















5 میلیون هوادار تورک قشقایی تراختور

TIRAXTURUNQ 5 MILYON QAŞQAILI YARDIMÇILARI

TiraxturFans.Com | پورتال هواداران تیراختور آذربایجان

Tiraxturfans.Com. پس از مدتها بازی تیراختور در روز جمعه برگزار می شد و می توانستیم با خیال آسوده به استادیوم سهند برویم.

اگر تیراختور، ملوان را می برد می توانست برای چند ساعت هم که شده صدرنشین شود.

بازی ساعت 3:30 بعداز ظهر شروع می شد. ساعت 2:15 از خانه حرکت کردم. چند کوچه بالاتر دوستم را هم سوار کردم و راهی استادیوم شدیم. جمعه بود و خیابانها آرام. بیشتر خودروهایی را هم که در مسیر می دیدم ماشینهایی بود که برای بازی تیراختور به سمت سهند حرکت می کردند و پرچمهای قرمز را به ماشین خود بسته بودند. از منزل ما تا ورودیه جاده غربی استادیوم در زیر اتوبان کسائی حدود 15 دقیقه طول کشید.

از اینحا جاده غربی استادیوم که نامش را خیابان جوان گذاشته اند آغاز می شود. نزدیک یک ساعت تا آغاز بازی باقی است و ما هم یک مسیر حدود یک کیلومتری در پیش داریم. ماموران راهنمایی و رانندگی به همراه ماموران سایر یگانهای نیروی انتظامی در همه جا حضور دارند. با دیدن ماموران راهنمایی و رانندگی امیدوار می شوم که با تلاش آنان ترافیک جاده منتهی به استادیوم متناسب و سامان خواهد بود.

جاده را در ابتدای سال تعریض کرده اند و خودروها به صورت روان در حال حرکتند.اما این وضعیت مطلوب تنها چند صد متر ادامه دارد. اینجا خیابان اصلی را با نرده مسدود کرده اند و اجازه تردد خودروها به سمت پارکینگ استادیوم را نمی دهند. ماموران راهنمایی هم با اشاره به جاده فرعی و کم عرض سمت راست از خودروها می خواهند که از آن مسیر حرکت کنند. خواستم همان جا ماشین را پارک کنم تا مابقی مسیر را پیاده برویم، اما جای پارکی نمانده بود. ناچاراً ما هم از خیابان دست راست حرکت کردیم. از اینجا به بعد از ماموران راهنمایی خبری نیست. این جاده فرعی کم عرض، دارای دو لاین حرکت است یکی رفت و یکی برگشت. از هر طرف هم یک شانه خاکی دارد.ترافیک بسیار شدید است و تقریباً خودروها حرکتی نمی کنند. به علت ازدحام خودروهایی که به استادیوم می روند،هر دو مسیر رفت و برگشت و همچنین شانه خاکی مسیر رفت را ماشینهایی که به سمت استادیوم می روند گرفته اند و اندک خودروهای مسیر مقابل از شانه خاکی سمت چپ جاده استفاده می کنند.در قسمتی از مسیر، جاده آنقدر کم عرض می شود که حتی شانه خاکی هم وجود ندارد.مسیر حدوداً 300 متری را در 30 دقیقه طی می کنیم. به سه راهی دیگری می رسیم.ادامه این جاده به سمت روستاهای آن منطقه است و برای حرکت به سمت استادیوم به سمت راست می پیچیم. از اینجا جاده کلاً خاکی است و با اندک بارانی هم که صبح باریده گلی شده است.این مسیر کم عرض هم حدود 300 متر است که تنها 50 متر انتهایی آن آسفالت می باشد.حدود 20 دقیقه طول می کشد تا آن را پشت سر بگذاریم. با اعصابی داغان به پارکینگ می رسیم و بعد از کلی گشتن جای مناسبی برای پارک ماشین پیدا می کنیم. دوان دوان از پارکینگ به سمت گیشه ها بلیط فروشی می رویم.

کارت الکترونیکی بلیت را می خریم. همین حالا بازی شروع شد. هنوز به ورودیه استادیوم نرسیده ایم که یک ردیف سرباز جلوی ما را می گیرند یکی از سربازها از من می پرسد که بلیط داری؟ من بلیط را نشانش می دهم و رد می شوم.اما سرباز دیگری دوستم را نگه داشته و او را بازرسی بدنی می کند.

بعد از این مرحله به اولین ورودی می رسیم.با نرده جلوی ورودی را بسته اند و تنها در انتها یکی از نرده ها را کمی باز کرده اند تا طرفداران وارد شود. تعدادی از تماشاگران وارد می شوند و مامورانی که آنجا هستند نرده را می بندند و می گویند این ورودیه پر شد بروید ورودیه بعدی. ورودیه بعدی می رویم آنجا را هم بسته اند، هر چقدر اصرار می کنیم مامور می گوید که باید هوادارانی که داخل هستند بازرسی شوند و به ورودیه بعدی بروید. نگاهی به ورودیه سوم می اندازیم آنجا هم شلوغ است.پس همانجا می مانیم.لحظه به لحظه تعداد مردم بیشتر می شود و صدای اعتراضات بلندتر. مردم از پشت هل میدهند. نرده ها به کنار می روند و ما داخل می شویم. سربازان برخورد تندی دارند. بالاخره دوباره نرده ها را می بندند. باید از مسیرهای نرده کشی شده عبور کنیم در ابتدای این مسیر،یک سرباز به دقت ما را می گردد. روزنامه ای همراهم داشتم تا روی صندلی بگذارم و روی آن بنشینم که آنرا از من می گیرند. در انتهای مسیر نرده نیز سرباز دیگری ایستاده و او نیز ما را تفتیش می کند و اجازه عبور می دهد. در کنار دستگاه کارتخوان یک سرباز و یک لباس شخصی ایستاده است. لباس شخصی کارت ما رامی گیرد و به ما اجازه عبور می دهد. نگاه می کنم و می بینم که آن لباس شخصی یکی از کارتها را به دستگاه می زند اما دیگری را نه. بر می گردم و از او می خواهم که کارت من را هم به دستگاه بزند که با ناراحتی این کار را می کند.

حدود 15 دقیقه از آغاز بازی گذشته  و ما بالاخره در داخل استادیوم هستیم. دوان دوان به سمت مقابل جایگاه می رویم . در داخل استادیوم هم یک ردیف سرباز جلویمان سبز می شود! آنها برخی از هوادارن را بازرسی می کنند. با ما کاری ندارند. به دوست دیگرم که از یک ساعت قبل از بازی، در استادیوم بود زنگ می زنم اما با پیام شبکه اشغال است مواجه می شوم. بعد از چندبار تلاش موفق می شوم با او تماس بگیرم و جای دقیقشان را بپرسم.

حسابی خسته شده ام. دوستان را پیدا می کنم. درست مقابل جایگاه نشسته ایم.

نمی دانم چه می شود که با حضور در بین تماشاگران انرژی جدیدی می گیرم و خستگی از بین می رود.

دقیقه 20 است.هواداران شعار می دهند و من هم همراه مردم شعار می دهم." تیراختور حمله ائله – جیریق یئرین تاپمیسان"

آغ بولوت

http://www.tiraxturfans.com/index.php/%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA/%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D8%B3%D8%AA%D9%88%D9%86-%D9%88%D8%B3%D8%B7/8865-%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%A6%D8%A8-%D8%AD%D8%B6%D9%88%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%88%D9%85-%D8%B3%D9%87%D9%86%D8%AF.html

نوشته شده در 1391/11/27ساعت 04:55 ب.ظ توسط bəxtiyar نظرات (0)


Design By : Pichak